
سخن از عيد است و عيد در ذات خويش، چنانكه واژهشناسان بزرگي چون علامه راغب اصفهاني (م425هـ . ق) بيان كردهاند، بازگشت است به چيزي پس از جدايي و مفارقت از آن، خواه اين جدايي ذاتي باشد، خواه در اراده و گفتار.
خداي تعالي در اين معنا، ميفرمايد: «و لو ردوا العادوا لما نهوا عنه/ و اگر هم [به دنيا] بازگردانيده شوند، قطعاً به آنچه از آن منع شده بودند، برميگردند.» (انعام/28) و نيز ميفرمايد: «أو لتعودن في ملتنا/ [سران قوم شعيب گفتند:] اي شعيب، يا تو و كساني را كه با تو ايمان آوردهاند، از شهر خودمان بيرون خواهيم كرد؛ يا به كيش ما برميگرديد.» (اعراف/88) از اينرو، عيد در لغت بازگشت است. اندكي توجه در تعاريف اصطلاحي عيد نيز ما را به اين نكته متفطن ميسازد كه عيد مصطلح نيز هممعناست با عيد در لغت.
امير سخن عليهالسلام در نهجالبلاغه درباره ذات و ماهيت عيد چنين ميگويد: «كل يوم لا يعصي الله فيه فهو عيد.» (حكمت 428) در اين تعريف چنانكه مشاهده ميشود، عيد عبارتاست از هر روزي كه در آن روز در پيشگاه خداوند، معصيت نميشود. بنابراين عدم بازگشت به عصيان و بازگشت متقابل به طاعت كه درواقع، همان بازگشت به چيزي (در اينجا طاعت) پس از جدايي و مفارقت از آن است، عيد شمرده شده است.
اما عيد خود عنواني است عام كه در اضافه شدن به معاني ديگر، معناي ديگري مييابد. اضافهشدن واژه عيد به واژه ديگر- كه همان مضافاليه آن است - موجب تخصيص معناي عيد به آن واژه ميشود. در اين جستار سخن از معنايي ميرود كه عيد پس از اضافهشدن به واژه قربان، حاصل ميكند؛ عيدي كه يكي از مهمترين و به تعبيري مهمترين عيد مسلمانان است كه هر سال، همزمان با اعمال و مناسك بزرگترين مجموعه عبادي اسلام، يعني حج، برگزار ميشود.
ادامه مطلب...

روز عرفه برحسب آنچه از روايات زيادي استفاده ميشود، از لحاظ معنوي يكي از روزهاي مهم و سرنوشتساز است. روزي است كه پروردگار متعال آن را پربركت قرار داده و وقتي شما به كتبي كه در اين رابطه نوشته شده نگاه كنيد ميبيند كه چقدر اعمال و دعا در اين روز بسيار بزرگ وارد شده است. حديثي كه از حضرت سيدالساجدين امام زينالعابدين(ع) وارد شده انسان را بيدار و تشويق ميكند نسبت به دعا در روز عرفه و معنويت اين روز. حضرت شنيد در روز عرفه يك نفر از مردم گدايي ميكند، فرمود كه آيا در چنين روزي از مردم طلب ميكني؟ در حالي كه امروز روزي است كه اميد ميرود بچههايي كه در رحم مادران هستند هم خوشبخت شوند.
حتي در بعضي از روايات داريم كه اهميت دعا را نشان ميدهد و ميگويد روزه در اين روز مهم است ولي اگر كسي روزه بگيرد و ضعف روزه باعث شود كه او خوب نتواند به دعا بپردازد، آن روز را روزه نگيرد خيلي زيباست، اين حديث نشان ميدهد كه دين ما دين عقل است و دين مقدس بازي نيست.
آن چيزي كه در روز عرفه داريم و بايد به آن توجه داشته باشيم دعاي اباعبدا... است كه مضامين آن عرشي است و مهمتر از قرائت، تدبيري در مضامين ارزشمندش است. يكي از اوليا خدا ميگفت؛ شما دعا را براي فهميدن و ترقي بخوانيد، ثواب به دنبال خودش ميآيد. منتها ما اينطور بارآمدهايم كه دعا را براي ثوابش ميخوانيم. اگر شما در مضامين دعاي عرفه توجه كنيد مضامين عاليهاي دارد كه فهم بعضي از اين مفاهيم امكان دارد سرنوشت معنوي انسان را عوض كند، دعاي عرفه دعاي بسيار عظيمالقدري است.
امام حسين(ع) در روز عرفه به خدا عرض ميكند: يا من استنقذ السحره من بعد طول الجحود، اي خدايي كه نجات دادي ساحران فرعون را بعد از انكار طولاني، بعد از كفر طولاني... يك وقتي ميبينيد يك آدم مؤمني است يك گناهي كرده، خطايي كرده و استغفار كرد، خدا او را نجات ميدهد. يك وقت هم يك عمر در دربار فرعون ... وقتي كه حضرت موسي عصاي خود را انداخت، اينها چون ساحر بودند ديدند كه اين از قماش كار اينها نيست و يك مقوله ديگري است و در نتيجه زودتر از همه ايمان آوردند. فرعون گفت: من دست و پاي شما را قطع ميكنم و به دار ميآويزم، ولي باز هم گفتند: مهم نيست. و انا الي ربنا لمنقلبون (زخرف 14) ما به سوي پروردگارمان ميرويم و هيچ مهم نيست كه چه پيش ميآيد.
من نقل به معنا ميكنم. غرض اين است كه اينطور يك عده كافر به اين درجه از ايمان برسند كه حتي اينها را تهديد كنند به بريدن دست و پا و اينها باز هم بگويند كه برايشان مهم نيست. از اينجا استفاده ميكنيم كه حضرت امام حسين(ع) قصد دارد عظمت كرم خدا و عفو خدا و قدرتش را در اين روز بزرگ به ما معرفي كند كه ساحران فرعون نجات پيدا كردند، بگوييم به ما هم اين طمع را داريم در تو و حالا ممكن است نقصان و كوتاهي ما به درجه ساحران فرعون نرسد، ولي حضرت در اين دعا ميگويد: ياكلون رزقه و يعبدون غيره، اين ساحران رزق خدا را ميخورند و عبادت غيرخدا ميكردند. اين ظلمت در ظلمت است....ما در اين روز به خدا عرض كنيم كه ما نمي گوييم كه بندگان ممتازي هستيم اما هر چه هستيم، ديگر به درجه ظلمت آنها نرسيدهايم. تو كه آنها را دستگيري كردي، يقيناً ما را هم دستگيري خواهي كرد. البته بايد به اين حرف ايمان قلبي داشته باشيم، با ايمان اين حاجت را بخواهيم كه خدا مرحمت ميكند و نه با شك و ترديد، و يا بگوييم كه آن زمان شرايط يك جور ديگر و الان جور ديگر است. سنن خدا هيچ وقت عوض نميشود. يكي از سنن پروردگار اين است كه هر كس خالصانه از پروردگار، هدايت و بندگي بخواهد، به او مرحمت ميكند.بخواهد، به او مرحمت ميكند.

شناخت بسيجي در وضعيت كنوني و آينده از ضروريات بزرگي است كه در سرنوشت سامان دادن به كشور، ترويج اسلام ناب و تداوم راه مقدس انقلاب و امام راحل (سلاما... عليه) نقش تعيين كننده دارد. ملاك و مبنا براي معرفت بسيجي، تفكر بسيجي است كه ميتواند ما را به گوشههايي از حيات معنوي او رهنمون و ماهيت و شخصيت واقعي اين انسان معنوي و الهي را روشن سازد. در اين نوشتار كه به قلم سرلشكر بسيجي دكتر فيروزآبادي رئيس ستاد كل نيروهاي مسلح به رشته تحرير درآمده ويژگيهاي بسيجي مورد بررسي و كاوش قرار گرفته است.
تفكر بسيجي با اوصاف اعجابآورش چيزي نيست جز برنامه بينظير توحيد وعدالتخواهي وشاخصههاي آن چنين است:
1- پيوند و بيعت با ولايت: از محمد(صليا... عليه وآله) و علي(عليهالسلام) تا مهدي(عج) و در زمان غيبت با ولايت فقيه.
2- ايمان و اخلاص: تفكر بسيجي بيش از هر چيز بر ايمان خالص و محض به غيب مبتني است؛ ايمان به ا... با همه اسما و اوصاف جمال و جلالش بدون ذرهاي ترديد يا شرك.
3- حريت در عبوديت: در اين مكتب، بندگي نه از روي طمع و نه از روي خوف، بلكه از روي آزادگي و عشق به معبود است؛ همانگونه كه اميرمؤمنان(ع) در وصف خويش بيان فرمود، لذا بسيجي بنده رب است نه بنده زر و زور؛ چه او شرافتمندتر از اين است كه غير از اين باشد.
ادامه مطلب...

حج، سكوي پرتاب انسان به سوي بينهايت، تجربه معراج و تولدي دوباره است كه تنها و تنها پس از پايبندي به پيمان «اياكنعبدواياكنستعين» محقق ميشود.
با صرفنظر از اين پيمان، مناسك حج به نتيجه نميرسد و بدون اثري معرفتي، بهنحوي زودگذر، احساسات فرد، برانگيخته شده، اندكي پس از اتمام مراسم فرو مينشيند.
آمادگي، تنها استطاعت مالي نيست؛ آمادگي در اين است كه حق معلوم مسكينان و مستمندان ادا شده باشد؛ خمس و زكات پرداخت شده باشد و علاوه بر اينها معرفتي حاصل شده باشد كه بتوان آن را سرمايه حج قرار داد. در اين صورت، حج آثار مثبت فردي و اجتماعي خواهد داشت. كسي كه با رعايت اين مقدمات عازم حج ميشود، از دارايي خود گذشته است، با همنوعان خود همدردي و همدلي دارد و از آنجا كه به پيمان «اياكنعبدو اياكنستعين» متعهد است، عمق و عظمت «لبيك» را ميشناسد.
او چنان كه بايد، به آگاهي خواهد رسيد و سوغاتي كه از اين سير معنوي به ارمغان خواهد آورد، پيشرو بودن در انجام امور خير است. اين حاجي رفع مشكلات مردم را سر لوحه امور زندگي قرار خواهد داد و امين مراجعين خواهد بود. حاجي حقيقي يك اَبر انسان است؛ ابر انساني كه با تحولات فردي خود، جامعهاش را نيز متحول ميكند.
اولين منزلگاه حج، ميقات است و نخستين كاري كه فرد را براي ورود به اين مناسك عظيم مهيا ميكند، غسل كردن است. اين شستوشو در ميقات به منزله دست شستن انسان از آنچه هست و اعلام آمادگي براي يك تحول است؛ تحولي كه نوعي مرگ محسوب ميشود؛ مردن از وضعيت فكري و شخصيتي موجود و تولد در وضعيتي بهتر.
هنگام اين مرگ بايد چيزي شبيه كفن به تن كرد. لباس احرام پوششي است كه همه حج گزاران را يكدست ميكند تا كسي شاخص نباشد و در عين حال، نماد كفني براي مرگ است. در اين مرحله ميتوان پيمان حج بست و «لبيك» گفت. اما پيش از آن، يكبار مرور دروس زندگي و بندگي (درس «بسمالله الرحمن الرحيم»، درس «الحمدلله رب العالمين» و...) لازم است.
ادامه مطلب...
اولين روز جهل ما روزي است كه بگوييم: ما فارغ التحصيل شديم! اين را به ما آموختند. از بيانات نوراني حضرت ختمي مرتبت (ص) اين است كه : منبع باسواد شدن و عالم شدن 3 چيز است : الكتاب، و السنه، و لا ادري.« لا ادري » يعني انسان بداند كه خيلي چيز نميداند، بايد بدود. قرآن است و سنت است؛ و اينكه من هنوز اوائل راه هستم! آنوقت ما كه ساده تر زندگي كنيم، اين دانشجو هم ميبيند كه كمال در همين ساده زندگي كردن است؛ و آدم خيلي چيز را ميتواند با اين ساده زيستي بفهمد.
سخنراني آيت ا... جوادي آملي در ديدار با اساتيد دانشگاه فردوسي مشهد مرداد 1382
شهيد صياد(1) مراقب تك تك هزينههايي كه در ارتش خرج ميشد بود. يك وقت ميآمد و ميگفت كه فلان جلسه همهاش اداري نبود. حرف شخصي هم مطرح شد، هزينهِ جلسه را بنويسيد به حساب من. ليست تمام تلفنهاي شخصي خودش را هم داشت.(2)
حالا هم كه رئيسجمهور شده(3) داغ يكبار سوارشدن به هواپيماي تشريفاتي 60 ميليارد توماني عصر جامعهِ مدني و دورهِ اصلاحاتي را بر دل اصلاحطلبان گذاشته است. هواپيمايي كه هزينهِ تشريفات و تجملات 20000000000 (بيست ميليارد) توماني آن از خزانهِ بيتالمال وجيب ملت ايران براي ارضاي هواهاي نفساني مناديان گفتوگوي تمدن ها پرداخت شده است.
پينوشتها
1. برادر علي صياد شيرازي
2. كربلا همچنان جاري است، ص63
3. برادر محمود احمدينژاد، همرزم برادر صياد شيرازي صياد شيرازي
- با مردمان آن چنان به سر بريد كه در زندگاني شما شادمان باشند و در مرگ شما گريبان بدرانند.
- اگر مرگ وجود نداشته باشد، در قلب آدمي ذرهاي ترحم حتي نسبت به فرزندش به وجود نمي آيد.
- بر سر شهوات با نفس بجنگيد تا حكمت ، قلبتان را فرا گيرد.
- بلاي آدمي در زبان اوست.
- خود را به دست خود به هلاكت ميفكنيد.
- هركس عمل زشت ديگري را در ذهنها اندازد ، گويي خود كننده آن است.
- زندگي منهاي خدا تكرار بي روح روزها و هفته هاست.
- وقتي خدا با ماست، دشمن هر قدر هم كه سياهي لشكر داشته باشد تنهاست.
- هر كس بدي بكارد به حكم عدالت آسماني آتش ميدرود.
- مرگ، جريان دائمي و زيبايي از زندگي است، بنابراين وقتي آن را ميبينيد، وحشت نكنيد. مرگ دوست خوبي است؛ زيرا به ما ميگويد كه تا ابد زنده نيستيم و بايد همين حالا زندگي كنيم و آن وقت متوجه ميشويم كه هر دقيقه چقدر با ارزش است.
- از هواي نفس پيروي مكن كه تو را از راه خدا منحرف مي كند.
- غيبت كردن براي هر مسلماني حرام است و همانگونه كه آتش هيزم را مي خورد، غيبت نيز كارهاي نيك انسان را مي خورد و از بين مي برد.
- كسي كه از آبروي برادر مسلمان خود دفاع كند ، بهشت بر او واجب مي شود.
- كسي كه به غيبت گوش فرا دهد، يكي از دو غيبت كننده است.
- غيبت كردن مسلمان به منزله كفر و شنيدن آن و راضي بودن به غيبت ، به منزله شرك است.

در هفتهاي كه گذشت رهبر معظم انقلاب طي حكمي آقاي عزتا... ضرغامي را براي يك دوره ديگر به رياست سازمان صدا و سيماي جمهوري اسلامي ايران برگزيدند. انتصاب مجدد، اما با تأخير آقاي ضرغامي بر رياست صدا و سيما از جهات چندي قابل تأمل و بررسي است:
1- صدا و سيماي جمهوري اسلامي ايران به لحاظ گستره قلمرو، حوزه نفوذ و مسؤوليت در برابر جامعه اسلامي كه بيشترين مخاطبان آن را قشر نوجوان و جوان تشكيل ميدهند، از حساسيت ويژهاي برخوردار است. اين حساسيت گرچه به لحاظ گستره كاري تا حدودي برخي ضعفها و كاستيها را تحتالشعاع قرار ميدهد؛ اما مسؤوليت مديران و دستاندركاران اين مجموعه را بيش از پيش مورد توجه قرار ميدهد. بههمين دليل رهبر معظم انقلاب ضمن قدرداني از تلاشهاي طاقتفرسايي كه در مديريت اين رسانه گسترده و فراگير انجام شده، خطاب به رياست محترم اين سازمان فرمودند: «برجستگيها و نقاط قوت كنوني صدا و سيما در كنار كمبودها و نقاط ضعف آن بايد پيوسته در برابر چشم جنابعالي و ديگر مديران آن سازمان و در معرض ملاحظه و مقايسه قرار گيرد و همت بر روند نقصزدايي، به هيچ رو كاهش و سستي نيابد.»
2- براساس قانون اساسي جمهوري اسلامي، انتصاب رياست صدا و سيما بر عهده رهبري است. اما اين واقعيت نبايد برخي را به اين اشتباه دچار سازد كه عملكرد صدا و سيما كاملاً تحت نظارت رهبري و مورد تأييد صد در صدي ايشان است. چنانكه معظمله در ديداري كه اخيراً با نخبگان جوان كشور داشتند، به صراحت فرمودند: «شما خيال نكنيد چون رئيس صدا و سيما را انتخاب ميكنم همه برنامههاي صدا و سيما را ميآورند امضا كنم، از خيلي از برنامههاي صدا و سيما بنده راضي نيستم.»
ايشان در اين ديدار بهطور خاص دو انتقاد را به صدا و سيما وارد دانستند:
«نخستين انتقاد در منعكس نكردن واقعيات موجود كشور است كه اگر واقعيات را درست منعكس كنند، امروز دلبستگي نسل جوان به دين و نظام جمهوري اسلامي به مراتب بيشتر از حالا بود.»
به راستي جاي اين انتقاد از صدا و سيما وجود دارد كه چرا از فرصت به وجود آمده در نظام جمهوري اسلامي و از اين موهبت الهي تاكنون به نحو شايسته استفاده نشده است. چرا بايد رسانههاي غربي، دروغها و فريبهاي خود را بهجاي حقيقت به خورد تودهها بدهند و آنچنان دقيق و هنرمندانه با بهرهگيري از تبليغات گسترده و عمليات رواني، افكار استعماري و خلاف واقع خويش را ترويج كنند؛ اما ما نتوانيم واقعيات موجود را به نحو درست و شايسته به گوش مخاطبان برسانيم؟!
آيا اين حق مردم نيست كه از واقعيات موجود به گونهاي مطلوب بهرهمند شوند؟ آيا اين حق تودههاي ميليوني تشنه و مشتاق در جوامع بشري نيست كه با فرهنگ ديني و سيره اهل بيت(ع) بهعنوان پشتوانه محكم نظام جمهوري اسلامي ايران سيراب شوند؟
دومين انتقاد مقام معظم رهبري متوجه برخي برنامههاي صدا و سيما بود. بهطوري كه ايشان با صراحت تأكيد نمودند «از خيلي از برنامههاي صدا و سيما بنده راضي نيستم.»
شايد بتوان تأخير چندماهه در انتصاب مجدد آقاي عزتا... ضرغامي به رياست اين سازمان را ناشي از همين گله و ابراز نارضايتي رهبري از برخي برنامهها و عملكردهاي صدا و سيما دانست. در هر حال اين تصريح، وظيفه رياست محترم سازمان صدا و سيما را در اهتمام جديتر به دغدغههاي ولي فقيه مشخص ميسازد.
3- در بخش پاياني حكم مقام معظم رهبري به آقاي ضرغامي آمده است:
«سفارش اساسي اين جانب نزديك كردن و رساندن اين رسانه فرهنگساز به تراز رسانهاي است كه دين و اخلاق و اميد و آگاهي، بارزترين نموده آن باشد و رفتار اجتماعي مخاطبان و نيز نهاد حساس و مهمي چون خانواده براساس آن شكل گيرد و هنر و شيوههاي گوناگون حرفهاي و آزموده شده با نوپديد، يكسره در خدمت رشد اين شاخصها درآيد.»
بيگمان تلاش سازمان صدا و سيما از بدو پيروزي انقلاب اسلامي تاكنون در گستره دين و اخلاق و ترويج فرهنگ اسلامي در قالب توليد برنامهها و فيلمهاي مذهبي و شناساندن سيره پيامبران و امامان و اولياء الهي و... قابل تقدير و ارزشمند است؛ اما در كنار اين مهم نميتوان از برخي نقاط ضعف و كاستيها چشم پوشيد. شايد بتوان گفت كه هنوز در صدا و سيماي جمهوري اسلامي ايران برخي فيلمها و برنامههايي تهيه ميشود كه در خور شأن يك جامعه مذهبي و شيعي نيست، هنوز با كمال تأسف برخي از رگههاي ناپسند برجايمانده از فرهنگ غرب و نظامهاي سكولاريستي، هر چند ناخواسته، در برخي برنامههاي توليدي اين سازمان مشاهده ميشود و هنوز بسياري از دغدغههاي متدينين در قبال معدود فيلمهاي توليدي كاملاً بر طرف نشده است و... نبايد فراموش كنيم وظيفه بسيار سنگين و خطير رسانه ملي در نظام جمهوري اسلامي ايران ترويج فرهنگ ديني اهل بيت، اخلاق اسلامي و مقابله با شبهات گسترده دينستيزان در عصر كنوني است و اين مهم، به تحولي جدي بهرغم تلاشهاي گسترده و مثبت در سازمان صدا و سيماي جمهوري اسلامي ايران نياز دارد.ثبت در سازمان صدا و سيماي جمهوري اسلامي ايران نياز دارد.

امام روحالله روحش شاد كه مي فرمود:
"....نبايد ما فراموش كنيم كه در جنگ با آمريكا هستيم. ما در جنگ با آمريكا و تفاله هاي آمريكا (هستيم)، اين تفاله هايي كه قالب زدند خودشان را و ما غفلت كرديم، الان هم هستند.
بايد هر يك از اينها را شناسايي كنيد و به دادگاهها معرفي كنيد، ننشينيد كه باز يك جايي را آتش بزنند. اينها مي خواهند خرابي كنند كار ندارند به اين كه كي كشته بشود وكي از بين برود ... نطق و سخنراني يك نفر آدمي كه با آنها دوست است كف مي زنند و سوت مي كشند و آمريكا را از ياد مي برند. خط اين بود كه اصلا آمريكا منسي (فراموش) بشود. يك دسته شوروي را طرح مي كردند تا امريكا منسي (فراموش) بشود... " (صحيفه امام جلد ۱۵ صفحه ۲۹ )

* برخي شعارهاي پيشنهادي براي ۱۳ آبان:
- جنبش سبز اموي/ جيرهخوراي اجنبي
- موج فريب مخملي/ ضد ولايت علي
- آمريكايي حيا كن / سبز ما رو رها كن
- سبز فقط سبز علي / ننگ به سبز مخملي
- مرگ بر اسلام آمريكايي
- نه شرقی نه غربی جمهوری اسلامی
- دانشجوی مسلمان/ پیرو خط قرآن
- دروغگو دشمن خداست / موسوی دوست آمریکاست
- نخستوزیر امام/ خائن به خط امام
- علم ، ایمان، اندیشه/ با موسوی نمیشه
و ...

محمدرضا شمس، دوست و هم سنگر حسين زخمي ميشود و حسين با سختي و زحمت زياد او را به پشت خط ميرساند و به سنگر خود بر ميگردد و ميبيند كه تانكهاي عراقي (ظاهراً 5 دستگاه) به طرف رزمندگان اسلام هجوم آورده و درصدد محاصره آنها هستند.
حسين درحالي كه تعدادي نارنجك به كمرش بسته و در دستش گرفته بود، به طرف تانكها حركت ميكند. تيري به پاي او ميخورد و از ناحيه پا مجروح ميشود. اما زخم گلوله نميتواند از اراده محكم و عزم پولادين او جلوگيري نمايد. بدون هيچ دغدغه و ترديدي تصميم خود را عملي ميكند و از لابه لاي امواج تير كه از هر سو به طرف او ميآمد، خود را به تانك پيشرو ميرساند و آن را منفجر ميكند و خود نيز تكه تكه ميشود. افراد دشمن گمان ميكنند كه حملهاي از سوي نيروهاي ايراني صورت گرفته است، جملگي روحيه خود را ميبازند و با سرعت تانك ها را رها كرده و فرار ميكنند. در نتيجه، حلقه محاصره شكسته ميشود و نيروهاي كمكي هم ميرسند و آن قسمت را از وجود متجاوزان پاكسازي ميكنند.
خبر شهادت حسين فهميده
صداي جمهوري اسلامي ايران با قطع برنامه هاي خود اعلام ميكند كه نوجواني سيزده ساله با فداكاري زير تانك عراقي رفته آن را منفجر كرده و خود نيز به شهادت رسيده است. امام(ره) در پياميكه به مناسبت دومين سالگرد پيروزي انقلاب اسلامي صادر ميكنند، جملات معروف خود را پيرامون او ميفرمايند: «رهبر ما آن طفل سيزده ساله اي است كه با قلب كوچك خود كه ارزشش از صدها زبان و قلم بزرگ تر است، با نارنجك، خود را زير تانك دشمن انداخت وآن را منهدم نمود و خود نيز شربت شهادت نوشيد.»
به اين ترتيب و با اين كلمات، حسين و فداكاري و شجاعت او جاودانه شد.
فهميده در بيان رهبري
رهبر معظم انقلاب، ميفرمايند: «زنده نگهداشتن ياد حادثه شهادت دانش آموز بسيجي، شهيد فهميده از اصالت هاي دفاع مقدس ميباشد.»
مقام معظم رهبري در ديدار با خانواده او در رابطه با فداكاري و شجاعت او فرمودند: «بروز چنين حوادثي كه از تربيت صحيح واصالتهاي خانوادگي است، صرفا درمحيط هاي اسلاميجلوه گري و نور افشاني ميكند.»
فهميده از نگاه آويني
سيد شهيدان اهل قلم، مرتضي آويني، در قسمتي از برنامه پنجم روايت فتح با نام «شهري در آسمان» شهادت محمد حسين فهميده را اين گونه زيبا ترسيم ميكند: « خرمشهر، از همان آغاز خونين شهر شده بود. خرمشهر، خونين شهر شده بود. آيا طلعت را جز از منظر اين آفاق ميتوا ن نگريست ؟ آنان درغربت جنگيدند و با مظلوميت به شهادت رسيدند و پيكرهاي شان زير تانكهاي شيطان تكه تكه شد و به آب و باد و خاك و آتش پيوست. اما... راز خون آشكار شد. راز خون را جز شهدا در نمي يابند. گردش خون در رگ هاي زندگي شيرين است. اما ريختن آن در پاي محبوب، شيرين تر.

