27 اردیبهشت ،سالروز عروج عالم ربانی و شیخ السالکین ،حضرت آیة الله العظمی بهجت بر تمامی شیعیان جهان تسلیت باد. شرح کرامات و خاطرات ایشان را بارها شنیده ایم ،اما سخنان و اندرزهایشان برایمان اندکی مهجور مانده است ،امید است با عمل به دستورات اخلاقی ایشان ،راه سعادت و کمال را به سلامت به پایان رسانیم.
«اگر کسی طالب معرفت باشد و در طلب ، جدیت و خلوص داشته باشد ، در و دیوار به اذن الله معلمش خواهد بود وگرنه سخن پیامبر (ص) هم در او اثر نخواهد کرد، چنانکه در ابوجهل هم اثر نکرد.»

پس از او و در سال 1966 ، سر چارلز . م . بلگریو نماینده سیاسی انگلستان در منطقه خلیج فارس کتابی با عنوان " خلیج عربی " منتشر کرد و دیگر بار از این نام مجعول در نوشته هایش استفاده کرد و از آن به بعد بود که اعراب - سابقا سوسمار خور و جدیدا خاویار خور - به تبعیت از اربابان خود ، نام خلیج فارس را به خلیج عربی تغییر دادند.

چند صباحیست ، دولت های عربی افسار پاره کرده اند و به پشتوانه ی مستشاران مو بورشان ، شکر اضافی می خورند و در عالم خودشان تهدید می کنند ! که اگر فلان نشود تر و خشک را با هم می سوزانیم !!! اولا ما میلی به خوردن کله پاچه ی گنجشک نداریم ! به قول معروف ...
و ثانیا " هویت " و " تاریخ " را نمی توان با دلار خرید . پس همان بهتر که دلارهایتان را خرج زنان چشم آبی اروپایی کنید که پیامبر هم نتوانست شما را " آدم " کند !
و ثالثا ...
ز شیر شتر خوردن و سوسمار عرب را به جایی رسیده ست کار
که تاج کیانی کند آرزو تفو بر تو ای چرخ گردون ، تفو
ورای حساسیت این موضوع برای ما ، یادآور این نکته می شویم که حساب تسویه نشده ی ما و اعراب همچنان به قوت خود باقیست ...
منبع :وبلاگ علی را عدلش کشت

بت پرستی یعنی : این بتم و این خودم و این هم " وضع اجتماعی " ام ، و او ، آن بتش ، آن هم خودش و آن هم " وضع اجتماعی اش " . " خدای من با او فرق دارد "، یعنی وضع اجتماعیم و ریشه و جامعه و خلقتم با او فرق دارد . چند خدا بودن و چند خدا را پرستیدن یعنی، در جامعه چند گروه بودن و چند عنصر داشتن و چند نژاد بودن . " عمله " و " آقا " بودن ، " اشرافی " و " ذلیل " بودن ، " برده " و " خواجه " بودن ؛ یعنی چندین حقوق متناقض داشتن . عده ای گرسنه و عده ای سیر بودن ، عده ای از همه ی حقوق انسانی محروم بودن و عده ای از همه ی برخورداری ها برخوردار بوردن . یعنی جامعه یک واحد یکنواخت نیست ، تقسیم می شود به گروه ها و طبقات مختلف ، و به خانواده های مختلف . این گروه ها و خانواده ها هر کدام خدای خود را دارند .
توحید یعنی همه خدای واحد دارند ، یعنی همه فقط انسانند . . .
بوی کسانی که امروز شهید پرست شده اند ، در حالی که آن زمان منافقانه ریشه ی همین شهدا را با تیشه ی جهل و نفاق زده اند . جهل نه به مفهوم ندانستن و آگاه نبودن بلکه به معنای دانستن و دیدن ولی خود را به کوری و ندانستن زدن . کسانی که در تریبون نماز جمعه تابوت باکری را " جعبه ی خالی " نامیدند و عزادارانش را مشتی منافق و منحرف عقیدتی ، امروز نام باکری را اول و آخر سخنرانی هایشان به عنوان رفیق قدیمی یاد می کنند و خاطره هایی از او تعریف می کنند که هر کس نداند ، گمان می کند که عالی جناب ، دست راست شهید بوده اند و شهید را ایشان آموزش داده اند . جملگی یا بیسیم چی باکری بوده اند یا راننده ی اتومبیلش . تک تک خود را آخرین کسی می دانند که با " آقا مهدی " سوار قایق شده و باکری از آنها حلالیت خواسته است !
همین هایی که حاضرند نام شهید لکه دار شود ولی " حق جلسه شان " به موقع به دستشان برسد . عیدی و پاداش که جای خود ! هم جانبازند و هم بازنشسته و هم شاغل ! هم بیسوادند و هم مدیر ! هم همند و هم ...- حق الناس را چه می شود ؟!
- ما ولی نعمتان مردمیم !!! زحمت کشیده ایم . فشار جنگ و جهاد را تحمل کرده ایم . یاد قدیم ها بخیر که همراه با شهید باکری سوار بر تویوتا ...

باکری ...
تو رفته ای و شاهد مایی !
شاهدی که چگونه به نام تو " سکه " ضرب می کنند و چطور به خاطر بزرگداشت تو ، " سفره " پهن کرده اند !
شاهدی که چگونه نامت بدون کوچکترین تاثیری ، بر زبانشان جاری می شود و شرافت نداشته شان را در چشم مردمان ، شریف تر می نماید ؟!
شاهدی ؟!
این روزها صدا و سیما و مطبوعات تمامی تلاش خود را برای تشویق و تهییج مردم جهت مشارکت حداکثری در انتخابات 12 اسفند به کار گرفته اند . اکثر این رسانه ها ، معیارهای یک نماینده مجلس را اینگونه بر می شمارند ، نماینده ملت اول باید ولایتمدار باشد ، دوم با تقوا باشد ، سوم متخصص باشد، چهارم ......
اوضاع به گونه ای شده است که تمامی جناح ها و ائتلاف ها حتی اصلاح طلبان ، در این هنگامۀ پیش از انتخابات ، ولایتمدار شده اند و شعار اصلی شان عدالت طلبی و قانون مندی شده است. متاسفانه همچون ادوار گذشته، سیاسیون ، عدالت و قانون گرایی را قربانی اهداف شان یعنی جلب آرای مردم و نشستن بر گرده آنان می کنند.
جالب این جاست که هم اینان با اسم اصول گرا و اصلاح طلب ،به محض کسب کرسی های ریاست و قدرت، تمامی شعارها و وعده های خود را فراموش می کنند و برای رعایت عدالت هم که شده ، برای خودشان حقوق های میلیونی ، ماشین های چند ده میلیونی ، خانه های مجلل و پورسانت های مختلف قائل می شوند . البته حق هم دارند چون برای رسیدن به این جایگاه حداقل صدها میلیون تومان هزینه کرده اند ، دادن هزاران سیم کارت تلفن همراه به ولی نعمتان خود! ، پذیرایی از هزاران نفر در رستوران ها طی چندین هفته ، کمک مالی به نفوذمندان شهرها و روستا ها و چندین کار خلاف قانون دیگر ، هزینه های میلیونی روی دست این شیفتگان خدمت می گذارد . پس نتیجه می گیریم که تمامی امتیازات و پورسانت های مذکور حق این بندگان مخلص و خدمتگزار می باشد.

به عنوان کلام آخر ، اگر مرحوم سید حسن مدرس را الگو و شاخص یک نماینده ساده زیست و مردمی مجلس بدانیم ، به نظر شما چند درصد از نمایندگان کنونی و ادوار گذشته مجلس ، ساده زیست ، مردمی ، با تقوا ، پاک دست ، دلسوز بوده اند ؟ آیا کسانی که فاقد این ویژگی ها هستند ، لیاقت این را دارند که در رأس همۀ امور باشند؟
به نقل از وبلاگ علي را عدلش کشت

